نمایش 9 24 36

کتاب لیزه لوته گم می شه

لیزه لوته زودی باید می‌رفت سراغ کارش. آخه سال نو نزدیک بود. او باید کارت تبریک‌ها و هدیه‌ها را به دست بقیه می‌رساند. لیزه لوته و آقای پستچی همه ی...

کتاب ویلما جغد البته با اجازه

می‌دانیم که بچه‌های دوست داشتنی ما لنگه ندارند. اما گاهی یادشان می‌رود «اجازه» بگیرند. گاهی هم حواسشان نیست «تشکر» کنند. تقصیر خودشان نیست. حتی گاهی نمی‌دانند چه موقع باید بگویند: «لطفاً» و کجا باید بگویند: «ببخشید!» کتاب البته با اجازه! نوشته کیت باکنل و ترجمه نیلوفر کشتیاری_ زهرا موسوی از مجموعه کتاب مهارت‌های رفتاری، با تصاویری زیبا و زبانی شیرین و آهنگین به بچه‌هایمان می‌آموزد کجا، چه زمانی و چگونه این مهارت‌ها را به کار بگیرند. این‌طوری بچه‌های دوست‌داشتنی ما واقعاً در عالم لنگه نخواهند داشت.

کتاب ویلما جغد باید بگم تشکر

می‌دانیم که بچه‌های دوست داشتنی ما لنگه ندارند. اما گاهی یادشان می‌رود «اجازه» بگیرند. گاهی هم حواسشان نیست «تشکر» کنند. تقصیر خودشان نیست. حتی گاهی نمی‌دانند چه موقع باید بگویند: «لطفاً» و کجا باید بگویند: «ببخشید!» کتاب باید بگم تشکر! نوشته کیت باکنل و ترجمه نیلوفر کشتیاری_ زهرا موسوی از مجموعه کتاب مهارت‌های رفتاری، با تصاویری زیبا و زبانی شیرین و آهنگین به بچه‌هایمان می‌آموزد کجا، چه زمانی و چگونه این مهارت‌ها را به کار بگیرند. این‌طوری بچه‌های دوست‌داشتنی ما واقعاً در عالم لنگه نخواهند داشت.

کتاب ویلما جغد چه موقع میگی لطفا

می‌دانیم که بچه‌های دوست داشتنی ما لنگه ندارند. اما گاهی یادشان می‌رود «اجازه» بگیرند. گاهی هم حواسشان نیست «تشکر» کنند. تقصیر خودشان نیست. حتی گاهی نمی‌دانند چه موقع باید بگویند: «لطفاً» و کجا باید بگویند: «ببخشید!» کتاب چه موقع می‌گی لطفا؟ نوشته کیت باکنل و ترجمه نیلوفر کشتیاری_ زهرا موسوی از مجموعه  مجموعه کتاب مهارت‌های رفتاری، با تصاویری زیبا و زبانی شیرین و آهنگین به بچه‌هایمان می‌آموزد کجا، چه زمانی و چگونه این مهارت‌ها را به کار بگیرند. این‌طوری بچه‌های دوست‌داشتنی ما واقعاً در عالم لنگه نخواهند داشت.

کتاب فرانکلین می گوید دوستت دارم

خلاصه کتاب

  فرانکلین متوجه می‌شود که تولد مادرش نزدیک است. پس تصمیم می‌گیرد برای مادرش هدیه‌ای گران‌قیمت بخرد چون مادرش را خیلی دوست دارد. اما پولش به اندازه‌ای نیست که بتواند کادوی خوبی برای مادرش بخرد. پس فرانکلین تصمیم می‌گیرد از تمام دوست‌هایش بپرسد آن‌ها چه چیزی برای تولد مادرشان می‌خرند و نهایتاً خودش یک فکر عالی به ذهنش می‌رسد تا بتواند مادرش را خوشحال کند. شما می‌دانید کادوی فرانکلین به مادرش چیست؟

کتاب فرانکلین و دوست جدیدش

خلاصه کتاب

  فرانکلین به خوبی و خوشی زندگی می‌کرد و دوستان زیادی داشت. هیچ‌ وقت به فکر پیدا کردن دوستی جدید نبود، تا این‌ که یک روز خانواده‌ی جدیدی از سرزمین‌های شمال به محله‌ی آن‌ها اسباب‌کشی کردند. خانواده‌ی گوزن غول‌پیکر بودند و فرانکلین خیلی از آن‌ها ترسیده بود. بچه‌ی آن‌ها هم‌ سن‌وسال فرانکلین بود. روز اول مدرسه هیچکس با گوزن بازی نکرد. ولی آقای جغد با فرانکلین صحبت کرد و ...

کتاب فرانکلین از تاریکی نمی ترسد

خلاصه کتاب

  فرانکلین لاک‌پشته می‌تواند خیلی کارها را به تنهایی انجام دهد اما از تاریکی می‌ترسد و چون او یک لاک‌پشت است، می‌ترسد توی لاک تنگ‌ و تاریکش بخزد. برای همین لاکش را دنبال خودش روی زمین می‌کشد. بالاخره یک روز تصمیم می‌گیرد برود و از دوستانش کمک بگیرد...

کتاب فرانکلین نمایش می دهد

خلاصه کتاب

فرانکلین متن نمایش را حفظ کرده اما نگران است که وقت اجرا، به خاطر ترس از صحنه زبانش بند بیاید و نتواند حرف بزند. آیا موفق می‌شود ترس از صحنه را شکست بدهد؟