نمایش 9 24 36

کتاب یک نفس عمیق بکش

روبی از سگ‌ها خیلی می‌ترسید و وقتی سگی را می‌دید پشت سر مامانش قایم ‌می‌شد. اندی از آب می‌ترسید و دن هم از زخمی شدن و جاش هم از رفتن روی صحنه جلوی تماشاچی‌ها می‌ترسد. ولی با کمک هم، تصمیم گرفتند به ترس‌هایشان غلبه کنند…

کتاب من باید همیشه برنده باشم

بلا دلش می‌خواهد همیشه برنده باشد. او در باشگاه تابستانی هم مدام دنبال برنده شدن است و برای همین نمی‌تواند با بقیه خوش‌رفتار باشد. بلاخره نل، مربی باشگاه با او صحبت می‌کند…

کتاب اگر مودب نباشم چی

آرین به دیگران احترام نمی‌گذاشت و مراقب وسایل خودش و دیگران هم نبود. بدون اجازه وسایل بقیه را برمی‌داشت و بدون در زدن وارد اتاق خواهرش می‌شد. حتی توی صف هم نوبت را رعایت نمی‌کرد. تا این‌که کم‌کم همه از دست او ناراحت شدند…

کتاب دوست ندارم منتظر بمانم

میسی از منتظر ماندن بدش می‌آمد. او دوست نداشت توی صف منتظر بماند تا نوبتش شود. توی پارک هم نوبت را رعایت نمی‌کرد. دوست داشت زودتر نوبت خودش شود. تا این که خواهر بزرگ‌ترش با او حرف زد…

کتاب امان از این همه قانون

گاهی برای کودکان عمل کردن به قوانین دشوار است. آن‌ها می‌خواهند بدانند: «چرا من نمی‌توانم» متن ساده، تصاویر شاد و اندکی شوخ طبعی، کتاب امیدبخشی پدید آورده است که نشان می‌دهد چرا رعایت قوانین اهمیت دارد و چگونه به ما کمک می‌کند زندگی شاد، سالم و امنی داشته باشیم. مجموعه تصاویری که پس از داستان آمده کمک می‌کند بچه‌ها درباره‌ی قوانین به زبان خودشان داستانی بگویند. به علاوه‌ی بخش ویژه‌‌ای برای بزرگ‌ترها که به آن‌ها کمک می‌کند، برای شروع بحث و راهنمایی بچه‌ها، سوال‌‌هایی درباره‌ی مفید بودن قانون طرح کنند.

کتاب ترس نداره

همه گاهی می‌ترسند حتی بزرگ‌ها و حیوانات، هرکسی از چیزی می‌ترسد. این کتاب جالب به کودکان یاد می‌دهد که راه‌هایی برای غلبه بر ترسشان پیدا کنند و شجاع باشند. در انتهای کتاب ترس نداره! نوشته سو گریوز بخشی وجود دارد که کودکان باید به زبان خودشان برای تصاویر کتاب، داستانی دربارۀ عصبانیت یا ترس بنویسند. بخش ویژه‌ای هم برای بزرگسالان در نظر گرفته شده که شامل پرسش‌ها و روش‌هایی است برای راهنمایی کودکان در مواقعی که می‌ترسند. این کتاب را فریبا رئوفیان به فارسی برگردانده و انتشارات نردبان در 32 صفحه منتشر کرده است.

کتاب تقصر آستینم بود

راستگویی همیشه برای بچه‌های کوچک آسان نیست. وقتی پاپی راست نمی‌گوید، همه از دستش عصبانی می‌شوند. او هم خیلی متأسف می‌شود. پاپی با کمک معلمش تصمیم می‌گیرد که معذرت ‌خواهی کرده و همه‌ چیز را درست کند. با پاپی و دوستانش همراه شوید و ببینید که همه گاهی اشتباه می‌کنند و همیشه راستگویی بهترین کار است.

کتاب بازی به نوبت

خانم کلاور یک ایستگاه فضایی درست کرده بود که بچه‌ها باید نوبتی با آن بازی می‌کردند. آن‌ها باید نوبتی چکمه می‌پوشیدند و کلاه سرشان می‌گذاشتند و دکمه‌های دستگاه را فشار می‌دادند ولی هنوز هیچی نشده دعوایشان می‌شود. خانم کلاور هم عصبانی می‌شود و...