نمایش 9 24 36

کتاب فرانکلین می بخشد

خلاصه کتاب

وقتی خانواده‌ی فرانکلین برای پیک‌نیک کنار برکه رفته بودند، تنگ ماهی فرانکلین از دست خواهرش می‌افتد و ماهی عزیزش در برکه رها می‌شود. فرانکلین نمی‌تواند خواهرش را ببخشد و هر دو ناراحت‌‌اند تا این‌که...

کتاب فرانکلین می گوید دوستت دارم

خلاصه کتاب

  فرانکلین متوجه می‌شود که تولد مادرش نزدیک است. پس تصمیم می‌گیرد برای مادرش هدیه‌ای گران‌قیمت بخرد چون مادرش را خیلی دوست دارد. اما پولش به اندازه‌ای نیست که بتواند کادوی خوبی برای مادرش بخرد. پس فرانکلین تصمیم می‌گیرد از تمام دوست‌هایش بپرسد آن‌ها چه چیزی برای تولد مادرشان می‌خرند و نهایتاً خودش یک فکر عالی به ذهنش می‌رسد تا بتواند مادرش را خوشحال کند. شما می‌دانید کادوی فرانکلین به مادرش چیست؟

کتاب فرانکلین و محله دوست داشتنی

خلاصه کتاب

  فرانکلین لاک‌پشتی باهوش است. یک روز در مدرسه آقای جغد از بچه‌ها می‌خواهد که برای تکلیف روز بعد چیزی را که در محله‌شان از همه بیشتر دوست دارند نقاشی کنند. هرکدام از دوستان فرانکلین چیزی را که دوست دارد، نقاشی می‌کند، اما فرانکلین هرچه فکر می‌کند نمی‌تواند تصمیم بگیرد چه چیزی را نقاشی کند چون او خیلی چیزها را در محله‌شان دوست دارد. به هر جایی که نگاه می‌کند یاد دوستان و خاطراتش می‌افتد تا این‌ که...‌

کتاب فرانکلین دروغ می گوید

خلاصه کتاب

  دوستان فرانکلین خیلی کارها بلدند؛ خرس می‌تواند از درخت بالا برود. شاهین می‌تواند پرواز کند و در آسمان اوج بگیرد. فرانکلین هم خیلی کارها بلد است، اما وقتی با دوستانش حرف می‌زند، یادش می‌رود چه کارهایی بلد است انجام بدهد. برای همین مجبور می‌شود به دوستانش دروغ بگوید. و این تازه شروع ماجراست...

کتاب فرانکلین دیگر فضولی نمی کند

خلاصه کتاب

  تولد خرسی است و مادر خرسی از مادر فرانکلین می‌خواهد تا کادوی تولد خرسی را برایش پنهان کند چون نگران است که مبادا خرسی فضولی کند و بداند کادویش چیست. فرانکلین کنجکاو نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و یک کادوی زرد رنگ در کمد پیدا می‌کند و فکر می‌کند که کادوی تولد خرسی است. فرانکلین یواشکی کادو را نگاه می‌کند. آیا کار فرانکین درست است؟ آیا فرانکلین می‌تواند این راز را نگه دارد و به بقیه چیزی نگوید؟

کتاب فرانکلین دوباره دوست میشود

خلاصه کتاب

سمور آبی یکی از دوستان فرانکلین است که دارد برای دیدنش بعد از مدت‌ها به محله می‌آید. فرانکلین خیلی هیجان دارد که سمور آبی را دوباره ببیند و با او مثل قدیم بازی کند. اما هر دوی آن‌ها تغییر کرده‌اند و بزرگ‌تر شده‌اند. آیا آن‌ها با تمام این تفاوت‌ها باز هم می‌توانند با هم دوست و خوش باشند؟

کتاب فرانکلین کمک می کند

خلاصه کتاب

  فرانکلین و دوستانش به اردو رفته‌اند و قرار است چندتا چیز از طبیعت جمع کنند تا در نمایشگاه مدرسه به نمایش بگذارند. حلزون دوست فرانکلین خیلی کُند است و فرانکلین مدام می‌خواهد کمکش کند. ولی حلزون از این همه کمک خوشحال نیست. آیا فرانکلین می‌تواند یاد بگیرد که بدون رنجاندن دوستش به او کمک کند؟ اصلاً چقدر باید به دیگران کمک کند؟

کتاب فرانکلین و جشن تولد

خلاصه کتاب

فرانکلین خیلی هیجان‌زده شده و همه‌ی دوستانش را برای جشن تولدش به شهربازی دعوت کرده است. ولی بعد می‌فهمد که بلیت شهربازی گران است و فقط می‌تواند دو تا از دوستانش را دعوت کند. حالا چطور باید این مشکل را حل کند؟