نمایش 9 24 36

کتاب هیچ کس را در دنیا به اندازه تو دوست ندارم

در این داستان، برایدن خرگوشه، شخصیت اصلی آن است و قصه حول محور کارهای او می‌چرخد. برایدن خرگوشه صبح که از خواب بیدارشد به مادرش گفت دلش می‌خواهد به خانه ی دوستانش برود و با آن‌ها زندگی کند. وقتی مادر پرسید با کدام دوستش می‌خواهد زندگی کند او لیست بلند بالایی ازآن‌ها را نام برد و وقتی مادرش پرسید چرا می‌خواهد این کار را انجام دهد؟ گفت: در آنجا مجبور نیستم کارهای سخت خانه را انجام دهم. بعد هم کوله‌پشتی‌اش را برداشت و همان‌طور که خواهرانش گریه می‌کردند راهش را کشید و رفت. برایدن در این سفر به خانه چند دوستش رفت اما هر دفعه با مشکلی روبرو می‌شد که ماندنش را پیش آن‌ها سخت می‌کرد.

ریاضی با موشی 8 – تولدت مبارک آلبرت

روز تولد آلبرت است و او حسابی ذوق کرده. قرار است یک‌عالمه بادکنک باد کنند و دوست‌هایش به خانه‌شان بیایند و کیک بخورند و کلی هدیه بگیرد. اما باید ببینیم آلبرت به چیزی که آرزو کرده می‌رسد یا نه!

ریاضی با موشی 12 – آلبرت سرش شلوغ میشود

آدم‌ها با گربه‌شان به سفر رفته‌اند و موش‌ها تصمیم می‌گیرند به اتاق بازی آدم‌ها بروند! آلبرت یک دفعه یکی از جااسباب‌بازی‌ها را می‌اندازد و اتاق بازی حسابی ریخ‌وپاش می‌شود. اما آلبرت چطور می‌تواند قبل از برگشتن آدم‌ها، اسباب‌بازی‌ها را دسته‌بندی کند و سر جایشان بگذارد؟

ریاضی با موشی 9 – آلبرت به اردو میرود

گروه پیشاهنگ‌های پیشتاز قرار است به اردو بروند. دهتا موش کوچولو لحظه‌شماری می‌کنند تا زورتر راه بیفتند و ماجراجویی کنند. اما آلبرت هنوز زاه نیفتاده و می‌خواهد حلزون خانگی‌اش را هم به اردو ببرد. موش‌های پیشاهنگ که صبرشان تمام شده، فریاد می‌زنند: «آلبرت کجاست؟»

ریاضی با موشی 7 – آلبرت جمع می بندد

واندا یک کتاب جدید و جذاب از کتابخانه امانت گرفته و به خانه آورده. آلبرت حاضر است همه‌چیزش را بدهد (از اسباب‌بازی گرفته تا کرم‌های خاکی‌اش) و درعوض، او اول کتاب را بخواند. حالاببینیم واندا قبول می‌کند یا نه.

ریاضی با موش 3 – موش های اسکیت باز

چاله‌های آب، یخ بسته‌اند و آلبرت از خوشحالی روی پایش بند نیست و دلش می‌خواهد با موش‌ها روی یخ اسکیت بازی کند! موش‌های دیگر دارند با اسکیت‌شان روی یخ‌ها شکل‌های هندسی می‌کشند. واندا دایره و موش‌های سه‌قلو سه‌گوش می‌کشند. اما باید دید آلبرت هم می‌تواند چیزی بکشد یا فقط دردسر درست می‌کند.

کتاب ریاضی با موشی 11 – دوازده قدم آلبرت

آلبرت توی حیاط آدم‌ها یک چیز قشنگ و محشر پیدا کرده! یک لنگه کفش کهنه! و این لنگه کفش جان‌می‌دهد که باشگاه شود و آن‌ها بروند تویش و بازی کنند. فقط کاش آلبرت و واندا بتوانند لنگه کفش را توی اتاق بازی‌شان جا بدهند.

کتاب ریاضی با موشی 5 – اولین روز مدرسه

قرار است آلبرت برای اولین بار به مدرسه برود. او لحظه‌شماری می‌کند که زودتر شنبه شود و به مدرسه برود. اما خیلی زود متوجه می‌شود که مدرسه خیلی با خانه فرق دارد. آلبرت هر روز هفته با یک برنامه‌ی تازه و جالب روبه‌رو می‌شود.