نمایش 9 24 36

داسی دایناسی 16/داسی و حمام

دلم می‌خواد تنهایی

حموم کنم مامان‌‌جون

می‌خوام ببینم این کار

سخته برام یا آسون

داسی‌دایناسی سبز کوچولو خیلی کَر و کثیف شده.

داسی دایناسی 15/کیک تولد مامی دایناسی

بابا، قشنگ هم بزن!

خمیر شده عین گِل

صبر کن! شکر یادت رفت

وانیل، بیکینگ پودر و هل

جشن تولد مامی‌دایناسی است.

داسی دایناسی 14/داس ماهی

جونمی دریا دریا!

داریم میایم پیش تو

بگو آماده باشن

موجای فیش‌فیشِ تو

بابی‌ناسور یک خبر خوب برای داسی‌دایناسی دارد.

داسی دایناسی 13/گرگیناسور

یه حیوونی می‌خوام که

نباشه اسباب‌بازی

بیاد توی اتاقم

با من بشه هم‌بازی

داسی‌دایناسیِ سبزِ کوچولو از اسباب‌بازی‌هایش خسته شده است.

داسی دایناسی 12/جوراب پاره

مامانداسی! جورابم

سوراخ شده بیچاره

سوزن و نخ بیار تا

بدوزیمش دوباره!

جوراب داسیدایناسیِ سبز کوچولو سوراخ شده و پایش مثل سیبزمینی از توی جوراب بیرون آمده است. مامیدایناسی میخواهد جوراب

داسی دایناسی 11/ماشین بابی ناسور

این دنده رو نگاه کن!

دندهست یا دستهبیله؟

چراغشم که سوخته

آبپاششم تعطیله

روز جمعه است. داسیدایناسی سبزِ کوچولو میخواهد همراه مامیدایناسی و بابیناسور برود گردش. آنها میخواهند در طبیعت فرش پهن

داسی دایناسی 10/آقا بخاری

سلام آقا بخاری!

تو خوابی یا بیداری؟

آتیش ماتیش نداری؟

کی تو رو خاموشت کرد؟

اینجوری بیهوشِت کرد؟

داسی دایناسی 9/سوراخ های برق دار

سلام آقای مورچه!

بازم میخوای کلوچه؟

الان برات میریزم

لونهات کجاست عزیزم؟

داسیدایناسی سبزِ کوچولو با مورچه دوست شده و به او کلوچه میدهد.