کتاب فرانکلین و دوست بزرگتر
کتاب فرانکلین فراموش می کند
کتاب فرانکلین می بخشد
کتاب فرانکلین می گوید دوستت دارم
خلاصه کتاب
فرانکلین متوجه میشود که تولد مادرش نزدیک است. پس تصمیم میگیرد برای مادرش هدیهای گرانقیمت بخرد چون مادرش را خیلی دوست دارد. اما پولش به اندازهای نیست که بتواند کادوی خوبی برای مادرش بخرد. پس فرانکلین تصمیم میگیرد از تمام دوستهایش بپرسد آنها چه چیزی برای تولد مادرشان میخرند و نهایتاً خودش یک فکر عالی به ذهنش میرسد تا بتواند مادرش را خوشحال کند. شما میدانید کادوی فرانکلین به مادرش چیست؟
کتاب فرانکلین و خواهر کوچولویش
کتاب فرانکلین به بیمارستان می رود
کتاب فرانکلین و پتوی آبی
خلاصه کتاب
فرانکلین بچه لاکپشتی است که خیلی کارها بلد است؛ مثلاً میتواند در لاک تنگ و تاریکش تنهایی بخوابد، البته اگر برایش قصه شبش را گفته باشند و چراغ خوابش را هم روشن کرده باشند و یک لیوان آب هم برایش گذاشتهباشند... فرانکلین موقع خواب، پتوی بچگیاش را هم بغل میکند تا خوابش ببرد اما یک شب نمیتواند پتویش را پیدا کند. حالا باید چه کار کند؟
کتاب فرانکلین زود باش
خلاصه کتاب
فرانکلین با اینکه خیلی با استعداد است اما از همهی لاکپشتها کندتر است. همه از او میخواهند که کمی سریعتر کارهایش را انجام دهد ولی او نمیتواند. یک روز فرانکلین به خانهی دوستش خرس دعوت میشود و نباید دیر برسد چون آن روز برای خرس روز خاصی است. فکر میکنید واقعاً فرانکلین از همهی دوستانش کندتر است؟ آیا فرانکلین میتواند سر وقت به مهمانی برسد؟