نمایش 9 24 36

کتاب فرانکلین دوباره دوست میشود

خلاصه کتاب

سمور آبی یکی از دوستان فرانکلین است که دارد برای دیدنش بعد از مدت‌ها به محله می‌آید. فرانکلین خیلی هیجان دارد که سمور آبی را دوباره ببیند و با او مثل قدیم بازی کند. اما هر دوی آن‌ها تغییر کرده‌اند و بزرگ‌تر شده‌اند. آیا آن‌ها با تمام این تفاوت‌ها باز هم می‌توانند با هم دوست و خوش باشند؟

کتاب فرانکلین درخت می کارد

خلاصه کتاب

روز زمین پاک است و آقای هیرون به همه نهال اهدا می‌کند. اما فرانکلین نهال نمی‌خواهد بلکه یک درخت بزرگ می‌خواهد تا بتواند میان شاخه‌هایش بازی کند. در راه برگشت به خانه، فرانکلین نهالش را گم می‌کند. تمام دوستانش نهال‌هایشان را کاشته‌اند و فرانکلین نگران نهال خودش است. آیا فرانکلین می‌تواند نهالش را پیدا کند و آن را بکارد و از آن مراقبت کند؟

کتاب فرانکلین و کلاه دوچرخه سواری

خلاصه کتاب

  فرانکلین با مادرش به مغازه می‌رود و یک کلاه ایمنی که رویش چراغ چشمک‌زن دارد انتخاب می‌کند و می‌خرد. روز مسابقه دوچرخه‌سواری فرانکلین خجالت می‌کشد کلاهش را سرش بگذارد چون می‌ترسد دوستانش مسخره‌اش کنند. آیا فرانکلین باید مطابق نظر و سلیقه‌ی دیگران عمل کند و کلاهش را کنار بگذارد یا… کتاب فرانکلین و کلاه دوچرخه‌سواری اثر پولت بورژوا- برندا کلارک و ترجمه گلرنگ درویشیان کرمانشاهی است که توسط انتشارات نردبان در 32 صفحه منتشر شده است.

کتاب فرانکلین کمک می کند

خلاصه کتاب

  فرانکلین و دوستانش به اردو رفته‌اند و قرار است چندتا چیز از طبیعت جمع کنند تا در نمایشگاه مدرسه به نمایش بگذارند. حلزون دوست فرانکلین خیلی کُند است و فرانکلین مدام می‌خواهد کمکش کند. ولی حلزون از این همه کمک خوشحال نیست. آیا فرانکلین می‌تواند یاد بگیرد که بدون رنجاندن دوستش به او کمک کند؟ اصلاً چقدر باید به دیگران کمک کند؟

کتاب فرانکلین و جشن تولد

خلاصه کتاب

فرانکلین خیلی هیجان‌زده شده و همه‌ی دوستانش را برای جشن تولدش به شهربازی دعوت کرده است. ولی بعد می‌فهمد که بلیت شهربازی گران است و فقط می‌تواند دو تا از دوستانش را دعوت کند. حالا چطور باید این مشکل را حل کند؟

کتاب فرانکلین و نوزاد

خلاصه کتاب

فرانکلین همیشه دلش می‌خواست برادر بزرگ‌تر باشد و بداند برادر داشتن چه شکلی است. حالا بهترین دوستش، خرسی دارد برادر بزرگ‌تر می‌شود ولی واقعاً برادر بزرگ‌تر بودن به همین سادگی است یا دردسرش زیاد است؟

کتاب فرانکلین به اردو می رود

خلاصه کتاب

فرانکلین می‌خواهد به موزه‌ی شهر برود و خیلی هیجان دارد. ولی قبل از رسیدن به موزه، سگ آبی می‌گوید موزه، دایناسورهای واقعی دارد. فرانکلین اول خیلی نگران می‌شود ولی آن‌قدر از دیدن چیزهای دیگر در موزه ذوق‌زده می‌شود که دایناسورها را فراموش می‌کند. تا این‌که بالاخره با یک تیرانوسوروس روبه‌رو می‌شود!

کتاب فرانکلین دستمزد می گیرد

خلاصه کتاب

فرانکلین پول کافی برای خرید اسباب بازی وسایل کارآگاهی را ندارد. او با پدرش معامله می‌کند: پدرش به او پول می‌دهد ولی به شرطی که فرانکلین نرده‌های حیاط را رنگ کند. رنگ کردن نرده‌ها کار ساده‌ای نیست. حالا فرانکلین چطور می‌تواند زودتر به اسباب بازی دلخواهش برسد؟